آموزش کلمه thousand | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (A2)

thousand در انگلیسی به معنی «هزار» است؛ اسم با سطح A2. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
یادگیری واژهبهواژه، سریعترین راه رسیدن به دایره واژگان قوی است. در این صفحه از واژگان انگلیسی، کلمه thousand را کامل بررسی میکنیم: معنی، نقش دستوری، مثال و نکته یادگیری.
معنی thousand
کلمه thousand در فارسی به معنی «هزار» است. این کلمه در نقش اسم به کار میرود؛ یعنی در جمله نقش فاعل یا مفعول میگیرد و معمولاً قبلش حرف تعریف (a/an/the) یا صفت میآید. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، A2 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| thousand | هزار | اسم | A2 |
مثال جمله با thousand
The town has two thousand people.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «thousand» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه thousand چیست؟
thousand در فارسی یعنی «هزار» و بهعنوان اسم در جمله به کار میرود.
thousand چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح A2 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور thousand را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- کلمه village در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- کلمه bank در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- معنی کلمه cinema در انگلیسی | سینما + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه museum | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (A2)
- cafe یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری
- معنی کلمه church در انگلیسی | کلیسا + مثال و تلفظ
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



