آموزش کلمه responsible | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B1)

responsible در انگلیسی به معنی «مسئول، پاسخگو» است؛ صفت با سطح B1. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
اگر در متن یا مکالمهای به کلمه responsible برخوردهاید و معنی آن را میخواهید، این صفحه برای شماست. در این جزوه از بخش آموزش زبان انگلیسی امروزینو، معنی responsible، نقش دستوری آن در جمله و یک مثال واقعی را با هم مرور میکنیم.
معنی responsible
کلمه responsible در فارسی به معنی «مسئول، پاسخگو» است. این کلمه در نقش صفت به کار میرود؛ یعنی بعد از فعل be یا قبل از اسم میآید و اسم را توصیف میکند. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، B1 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| responsible | مسئول، پاسخگو | صفت | B1 |
مثال جمله با responsible
The bus driver is responsible for the safety of all passengers.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «responsible» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه responsible چیست؟
responsible در فارسی یعنی «مسئول، پاسخگو» و بهعنوان صفت در جمله به کار میرود.
responsible چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح B1 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور responsible را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- آموزش کلمه generation | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B1)
- آموزش کلمه agreement | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B1)
- آموزش کلمه article | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B1)
- journalist یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری
- معنی کلمه advertisement در انگلیسی | تبلیغات + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه podcast | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B1)
- معنی عبارت فعل set aside + آموزش و مثال (B2)
- معنی اصطلاح let the cat out of the bag به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی عبارت فعل keep up with + آموزش و مثال (B1)
- معنی عبارت فعل run out of + آموزش و مثال (B1)
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



