معنی کلمه predecessor در انگلیسی | پیشینی + مثال و تلفظ

predecessor در انگلیسی به معنی «پیشینی، سلف» است؛ اسم با سطح C1. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
predecessor یکی از واژههای کاربردی سطح C1 در چارچوب سطحبندی CEFR است. در این مطلب، معنی فارسی، نوع کلمه و نحوه استفاده از آن را با مثال یاد میگیرید تا در مکالمه و آزمون بهدرستی به کار ببرید.
معنی predecessor
کلمه predecessor در فارسی به معنی «پیشینی، سلف» است. این کلمه در نقش اسم به کار میرود؛ یعنی در جمله نقش فاعل یا مفعول میگیرد و معمولاً قبلش حرف تعریف (a/an/the) یا صفت میآید. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، C1 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| predecessor | پیشینی، سلف | اسم | C1 |
مثال جمله با predecessor
The new director reversed almost every decision of her predecessor.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «predecessor» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه predecessor چیست؟
predecessor در فارسی یعنی «پیشینی، سلف» و بهعنوان اسم در جمله به کار میرود.
predecessor چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح C1 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور predecessor را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- معنی کلمه malignant در انگلیسی | بدخیم + مثال و تلفظ
- hence یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری
- آموزش کلمه simultaneously | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (C1)
- attain یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری
- معنی کلمه commence در انگلیسی | آغاز شدن + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه contemplate | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (C1)
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



