آموزش کلمه overwhelmed | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B1)

overwhelmed در انگلیسی به معنی «درمانده از فشار کار، غافلگیرشده» است؛ صفت با سطح B1. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
اگر در متن یا مکالمهای به کلمه overwhelmed برخوردهاید و معنی آن را میخواهید، این صفحه برای شماست. در این جزوه از بخش آموزش زبان انگلیسی امروزینو، معنی overwhelmed، نقش دستوری آن در جمله و یک مثال واقعی را با هم مرور میکنیم.
معنی overwhelmed
کلمه overwhelmed در فارسی به معنی «درمانده از فشار کار، غافلگیرشده» است. این کلمه در نقش صفت به کار میرود؛ یعنی بعد از فعل be یا قبل از اسم میآید و اسم را توصیف میکند. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، B1 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| overwhelmed | درمانده از فشار کار، غافلگیرشده | صفت | B1 |
مثال جمله با overwhelmed
She felt completely overwhelmed by all the work before the big wedding.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «overwhelmed» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه overwhelmed چیست؟
overwhelmed در فارسی یعنی «درمانده از فشار کار، غافلگیرشده» و بهعنوان صفت در جمله به کار میرود.
overwhelmed چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح B1 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور overwhelmed را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- آموزش کلمه criticize | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B1)
- disturb یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری
- آموزش کلمه express | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B1)
- معنی کلمه injure در انگلیسی | مجروح کردن + مثال و تلفظ
- معنی کلمه permit در انگلیسی | اجازه دادن + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه relax | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B1)
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



