معنی کلمه onion در انگلیسی | پیاز + مثال و تلفظ

onion در انگلیسی به معنی «پیاز» است؛ اسم با سطح A2. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
یادگیری واژهبهواژه، سریعترین راه رسیدن به دایره واژگان قوی است. در این صفحه از واژگان انگلیسی، کلمه onion را کامل بررسی میکنیم: معنی، نقش دستوری، مثال و نکته یادگیری.
معنی onion
کلمه onion در فارسی به معنی «پیاز» است. این کلمه در نقش اسم به کار میرود؛ یعنی در جمله نقش فاعل یا مفعول میگیرد و معمولاً قبلش حرف تعریف (a/an/the) یا صفت میآید. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، A2 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| onion | پیاز | اسم | A2 |
مثال جمله با onion
Mum chops an onion for the soup.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «onion» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه onion چیست؟
onion در فارسی یعنی «پیاز» و بهعنوان اسم در جمله به کار میرود.
onion چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح A2 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور onion را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- معنی کلمه farmer در انگلیسی | کشاورز + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه lawyer | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (A2)
- آموزش کلمه waiter | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (A2)
- معنی کلمه actor در انگلیسی | بازیگر + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه plane | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (A2)
- کلمه station در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



