mouse یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری

mouse در انگلیسی به معنی «موش» است؛ اسم با سطح A2. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
یادگیری واژهبهواژه، سریعترین راه رسیدن به دایره واژگان قوی است. در این صفحه از واژگان انگلیسی، کلمه mouse را کامل بررسی میکنیم: معنی، نقش دستوری، مثال و نکته یادگیری.
معنی mouse
کلمه mouse در فارسی به معنی «موش» است. این کلمه در نقش اسم به کار میرود؛ یعنی در جمله نقش فاعل یا مفعول میگیرد و معمولاً قبلش حرف تعریف (a/an/the) یا صفت میآید. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، A2 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| mouse | موش | اسم | A2 |
مثال جمله با mouse
A little mouse ran under the sofa.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «mouse» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه mouse چیست؟
mouse در فارسی یعنی «موش» و بهعنوان اسم در جمله به کار میرود.
mouse چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح A2 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور mouse را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- آموزش کلمه cry | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (A2)
- معنی کلمه laugh در انگلیسی | خندیدن + مثال و تلفظ
- کلمه smile در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- کلمه bring در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- معنی کلمه wear در انگلیسی | پوشیدن + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه wake | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (A2)
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



