کلمه monitor در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله

monitor در انگلیسی به معنی «پایش کردن، زیر نظر داشتن» است؛ فعل با سطح B2. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
اگر در متن یا مکالمهای به کلمه monitor برخوردهاید و معنی آن را میخواهید، این صفحه برای شماست. در این جزوه از بخش آموزش زبان انگلیسی امروزینو، معنی monitor، نقش دستوری آن در جمله و یک مثال واقعی را با هم مرور میکنیم.
معنی monitor
کلمه monitor در فارسی به معنی «پایش کردن، زیر نظر داشتن» است. این کلمه در نقش فعل به کار میرود؛ پس در جمله باید با فاعل همخوانی داشته باشد و در زمانهای مختلف صرف شود. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، B2 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| monitor | پایش کردن، زیر نظر داشتن | فعل | B2 |
مثال جمله با monitor
Doctors will monitor the patient's heart rate closely during the first recovery week.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «monitor» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه monitor چیست؟
monitor در فارسی یعنی «پایش کردن، زیر نظر داشتن» و بهعنوان فعل در جمله به کار میرود.
monitor چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح B2 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور monitor را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- معنی کلمه random در انگلیسی | تصادفی + مثال و تلفظ
- معنی کلمه approximately در انگلیسی | تقریباً + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه hinder | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)
- معنی کلمه alleviate در انگلیسی | کاهش دادن + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه collaborate | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)
- contaminate یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



