judge یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری

judge در انگلیسی به معنی «قضاوت کردن، داوری کردن» است؛ فعل با سطح B1. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
judge یکی از واژههای کاربردی سطح B1 در چارچوب سطحبندی CEFR است. در این مطلب، معنی فارسی، نوع کلمه و نحوه استفاده از آن را با مثال یاد میگیرید تا در مکالمه و آزمون بهدرستی به کار ببرید.
معنی judge
کلمه judge در فارسی به معنی «قضاوت کردن، داوری کردن» است. این کلمه در نقش فعل به کار میرود؛ پس در جمله باید با فاعل همخوانی داشته باشد و در زمانهای مختلف صرف شود. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، B1 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| judge | قضاوت کردن، داوری کردن | فعل | B1 |
مثال جمله با judge
You should never judge people before knowing their real story.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «judge» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه judge چیست؟
judge در فارسی یعنی «قضاوت کردن، داوری کردن» و بهعنوان فعل در جمله به کار میرود.
judge چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح B1 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور judge را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



