آموزش کلمه facilitate | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (C1)

facilitate در انگلیسی به معنی «تسهیل کردن، آسان کردن» است؛ فعل با سطح C1. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
اگر در متن یا مکالمهای به کلمه facilitate برخوردهاید و معنی آن را میخواهید، این صفحه برای شماست. در این جزوه از بخش آموزش زبان انگلیسی امروزینو، معنی facilitate، نقش دستوری آن در جمله و یک مثال واقعی را با هم مرور میکنیم.
معنی facilitate
کلمه facilitate در فارسی به معنی «تسهیل کردن، آسان کردن» است. این کلمه در نقش فعل به کار میرود؛ پس در جمله باید با فاعل همخوانی داشته باشد و در زمانهای مختلف صرف شود. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، C1 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| facilitate | تسهیل کردن، آسان کردن | فعل | C1 |
مثال جمله با facilitate
The new airport shuttle is designed to facilitate travel between the two terminals.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «facilitate» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه facilitate چیست؟
facilitate در فارسی یعنی «تسهیل کردن، آسان کردن» و بهعنوان فعل در جمله به کار میرود.
facilitate چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح C1 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور facilitate را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- precarious یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری
- معنی کلمه refute در انگلیسی | رد کردن + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه somber | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (C1)
- آموزش کلمه unwavering | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (C1)
- آموزش کلمه connoisseur | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (C1)
- معنی کلمه rampant در انگلیسی | شایع و مهارناپذیر + مثال و تلفظ
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



