کلمه experience در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله

experience در انگلیسی به معنی «تجربه، سابقه، مهارت» است؛ اسم با سطح B1. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
اگر در متن یا مکالمهای به کلمه experience برخوردهاید و معنی آن را میخواهید، این صفحه برای شماست. در این جزوه از بخش آموزش زبان انگلیسی امروزینو، معنی experience، نقش دستوری آن در جمله و یک مثال واقعی را با هم مرور میکنیم.
معنی experience
کلمه experience در فارسی به معنی «تجربه، سابقه، مهارت» است. این کلمه در نقش اسم به کار میرود؛ یعنی در جمله نقش فاعل یا مفعول میگیرد و معمولاً قبلش حرف تعریف (a/an/the) یا صفت میآید. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، B1 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| experience | تجربه، سابقه، مهارت | اسم | B1 |
مثال جمله با experience
Traveling alone gave her valuable experience and a lot of confidence.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «experience» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه experience چیست؟
experience در فارسی یعنی «تجربه، سابقه، مهارت» و بهعنوان اسم در جمله به کار میرود.
experience چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح B1 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور experience را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



