elephant یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری

elephant در انگلیسی به معنی «فیل» است؛ اسم با سطح A2. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
یادگیری واژهبهواژه، سریعترین راه رسیدن به دایره واژگان قوی است. در این صفحه از واژگان انگلیسی، کلمه elephant را کامل بررسی میکنیم: معنی، نقش دستوری، مثال و نکته یادگیری.
معنی elephant
کلمه elephant در فارسی به معنی «فیل» است. این کلمه در نقش اسم به کار میرود؛ یعنی در جمله نقش فاعل یا مفعول میگیرد و معمولاً قبلش حرف تعریف (a/an/the) یا صفت میآید. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، A2 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| elephant | فیل | اسم | A2 |
مثال جمله با elephant
The elephant drinks water with its trunk.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «elephant» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه elephant چیست؟
elephant در فارسی یعنی «فیل» و بهعنوان اسم در جمله به کار میرود.
elephant چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح A2 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور elephant را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- آموزش کلمه waiter | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (A2)
- کلمه scientist در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- airport یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری
- معنی کلمه angry در انگلیسی | عصبانی + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه bored | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (A2)
- معنی کلمه surprise در انگلیسی | غافلگیری + مثال و تلفظ
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



