component یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری

component در انگلیسی به معنی «جزء، قطعه» است؛ اسم با سطح B2. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
component یکی از واژههای کاربردی سطح B2 در چارچوب سطحبندی CEFR است. در این مطلب، معنی فارسی، نوع کلمه و نحوه استفاده از آن را با مثال یاد میگیرید تا در مکالمه و آزمون بهدرستی به کار ببرید.
معنی component
کلمه component در فارسی به معنی «جزء، قطعه» است. این کلمه در نقش اسم به کار میرود؛ یعنی در جمله نقش فاعل یا مفعول میگیرد و معمولاً قبلش حرف تعریف (a/an/the) یا صفت میآید. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، B2 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| component | جزء، قطعه | اسم | B2 |
مثال جمله با component
Trust is an essential component of any healthy relationship.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «component» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه component چیست؟
component در فارسی یعنی «جزء، قطعه» و بهعنوان اسم در جمله به کار میرود.
component چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح B2 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور component را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



