آموزش کلمه comply | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)

comply در انگلیسی به معنی «پایبند بودن، تبعیت کردن» است؛ فعل با سطح B2. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
یادگیری واژهبهواژه، سریعترین راه رسیدن به دایره واژگان قوی است. در این صفحه از واژگان انگلیسی، کلمه comply را کامل بررسی میکنیم: معنی، نقش دستوری، مثال و نکته یادگیری.
معنی comply
کلمه comply در فارسی به معنی «پایبند بودن، تبعیت کردن» است. این کلمه در نقش فعل به کار میرود؛ پس در جمله باید با فاعل همخوانی داشته باشد و در زمانهای مختلف صرف شود. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، B2 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| comply | پایبند بودن، تبعیت کردن | فعل | B2 |
مثال جمله با comply
All factories must comply with the new safety rules before the end of March.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «comply» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه comply چیست؟
comply در فارسی یعنی «پایبند بودن، تبعیت کردن» و بهعنوان فعل در جمله به کار میرود.
comply چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح B2 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور comply را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- آموزش کلمه tension | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)
- کلمه obligation در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- کلمه empathy در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- آموزش کلمه creativity | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)
- کلمه insight در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- آموزش کلمه outcome | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



