آموزش کلمه compelling | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)

compelling در انگلیسی به معنی «متقاعدکننده، گیرا، اجبارآور» است؛ صفت با سطح B2. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
اگر در متن یا مکالمهای به کلمه compelling برخوردهاید و معنی آن را میخواهید، این صفحه برای شماست. در این جزوه از بخش آموزش زبان انگلیسی امروزینو، معنی compelling، نقش دستوری آن در جمله و یک مثال واقعی را با هم مرور میکنیم.
معنی compelling
کلمه compelling در فارسی به معنی «متقاعدکننده، گیرا، اجبارآور» است. این کلمه در نقش صفت به کار میرود؛ یعنی بعد از فعل be یا قبل از اسم میآید و اسم را توصیف میکند. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، B2 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| compelling | متقاعدکننده، گیرا، اجبارآور | صفت | B2 |
مثال جمله با compelling
The documentary made a compelling case for protecting the region's endangered wildlife.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «compelling» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه compelling چیست؟
compelling در فارسی یعنی «متقاعدکننده، گیرا، اجبارآور» و بهعنوان صفت در جمله به کار میرود.
compelling چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح B2 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور compelling را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- کلمه dismiss در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- کلمه enroll در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- معنی کلمه exhibit در انگلیسی | به نمایش گذاشتن + مثال و تلفظ
- forecast یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری
- معنی کلمه impose در انگلیسی | تحمیل کردن + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه modify | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



