کلمه coherent در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله

coherent در انگلیسی به معنی «منسجم، سازگار، سرراست» است؛ صفت با سطح B2. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
coherent یکی از واژههای کاربردی سطح B2 در چارچوب سطحبندی CEFR است. در این مطلب، معنی فارسی، نوع کلمه و نحوه استفاده از آن را با مثال یاد میگیرید تا در مکالمه و آزمون بهدرستی به کار ببرید.
معنی coherent
کلمه coherent در فارسی به معنی «منسجم، سازگار، سرراست» است. این کلمه در نقش صفت به کار میرود؛ یعنی بعد از فعل be یا قبل از اسم میآید و اسم را توصیف میکند. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، B2 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| coherent | منسجم، سازگار، سرراست | صفت | B2 |
مثال جمله با coherent
Her essay presents a coherent argument that connects all the evidence very logically.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «coherent» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه coherent چیست؟
coherent در فارسی یعنی «منسجم، سازگار، سرراست» و بهعنوان صفت در جمله به کار میرود.
coherent چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح B2 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور coherent را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- معنی کلمه extensive در انگلیسی | گسترده + مثال و تلفظ
- fundamental یعنی چه؟ معنی، مثال و روش یادگیری
- آموزش کلمه harsh | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)
- معنی کلمه obvious در انگلیسی | بدیهی + مثال و تلفظ
- معنی کلمه innovative در انگلیسی | نوآورانه + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه vague | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



