آموزش کلمه capture | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)

capture در انگلیسی به معنی «ثبت کردن، دستگیر کردن» است؛ فعل با سطح B2. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
یادگیری واژهبهواژه، سریعترین راه رسیدن به دایره واژگان قوی است. در این صفحه از واژگان انگلیسی، کلمه capture را کامل بررسی میکنیم: معنی، نقش دستوری، مثال و نکته یادگیری.
معنی capture
کلمه capture در فارسی به معنی «ثبت کردن، دستگیر کردن» است. این کلمه در نقش فعل به کار میرود؛ پس در جمله باید با فاعل همخوانی داشته باشد و در زمانهای مختلف صرف شود. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، B2 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| capture | ثبت کردن، دستگیر کردن | فعل | B2 |
مثال جمله با capture
The photographer captured the exact moment when the bridge collapsed.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «capture» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه capture چیست؟
capture در فارسی یعنی «ثبت کردن، دستگیر کردن» و بهعنوان فعل در جمله به کار میرود.
capture چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح B2 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور capture را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- معنی کلمه evaluate در انگلیسی | ارزیابی کردن + مثال و تلفظ
- آموزش کلمه extend | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)
- معنی کلمه illustrate در انگلیسی | با مثال توضیح دادن + مثال و تلفظ
- کلمه interact در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- کلمه overcome در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- آموزش کلمه strengthen | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B2)
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



