آموزش کلمه baby | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (A1)

baby در انگلیسی به معنی «نوزاد، خردسال» است؛ اسم با سطح A1. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
یادگیری واژهبهواژه، سریعترین راه رسیدن به دایره واژگان قوی است. در این صفحه از واژگان انگلیسی، کلمه baby را کامل بررسی میکنیم: معنی، نقش دستوری، مثال و نکته یادگیری.
معنی baby
کلمه baby در فارسی به معنی «نوزاد، خردسال» است. این کلمه در نقش اسم به کار میرود؛ یعنی در جمله نقش فاعل یا مفعول میگیرد و معمولاً قبلش حرف تعریف (a/an/the) یا صفت میآید. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، A1 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| baby | نوزاد، خردسال | اسم | A1 |
مثال جمله با baby
The baby cries when she is hungry.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «baby» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه baby چیست؟
baby در فارسی یعنی «نوزاد، خردسال» و بهعنوان اسم در جمله به کار میرود.
baby چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح A1 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور baby را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



